نگاهی به چالشهای پیشروی وبلاگستان
آینده پرابهام وبلاگستان فارسی
27 مرداد 1389
امین ثابتی
نزدیک به یک دهه از تولد وبلاگستان فارسی میگذرد و در این مدت تجربههای زیادی را این بخش از وب فارسی از سر گذرانده است. از کشمکشهای بیپایان بر سر تعیین “پدر وبلاگستان فارسی” گرفته تا دستگیری چند وبلاگنویس به جرم نوشتن نظراتشان در وبلاگهای شخصی (پرونده وبلاگنویسان) و فیلترینگ گستردهی وبلاگهای فعال در وبلاگستان فارسی که بعد از حوادث متعاقب انتخابات بحثبرانگیز سال گذشته، شدت بیشتری یافت.

با توجه به پیشینه و تاریخچهی وبلاگستان فارسی که برخی از اتفاقات آن غیرقابل پیشبینی بودهاند، سخن گفتن در مورد آیندهی آن نیز کار سادهای نیست و بررسی آن با رهیافتی معطوف به آینده در قالب یک مطلب نمیگنجد، چون پیشبینی هر واقعهای نیاز به بررسی فاکتورهای گوناگونی دارد و برای کاستن از ضریب خطا و افزودن بر دقت پیشبینی، باید فاکتورهای دخیل در آن را افزایش داد. به هر روی، با بیان چهار عامل عمدهی موثر بر وبلاگستان فارسی، میتوان چارچوب کلی وبلاگستان را تعیین کرد تا شاید بتوان در کوتاهمدت رفتار این بخش آنلاین را پیشبینی کرد و تحلیلی پیرامون احتمالات پیشرو ارائه داد.
شرایط اجتماعی و سیاسی
بیانگیزگی: بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و رویدادهای پس از آن، شوکی شدید به جامعه وارد شد که وبلاگنویسان وبلاگستان فارسی نیز مانند دیگر اقشار جامعه از عوارض آن مصون نماندند و حاصل آن، کاهش چشمگیر انگیزه تولید محتوا و کند شدن آهنگ انتشار مطالب در وبلاگها بود. انگیزهای که قبل از انتخابات با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی تا حدودی ایجاد شده بود، اما با توجه به حوادث بعد از انتخابات، تا حدودی از بین رفت. این انگیزه به مرور زمان و با گذشت بیش از یک سال، تا اندازهای بازسازی شده است و در این روزها نمود خود را به گونههای مختلف نشان میدهد.
البته علاوه بر بیانگیزگی، جدی نبودن پدیدهی وبلاگ نویسی یکی دیگر از معضلات وبلاگستان فارسی است. بلاگر ایرانی نمیتواند همچون همتایان خود در دیگر نقاط جهان، تنها با وبلاگنویسی امرار معاش کند و وبلاگ را در کانون زندگی خود جای دهد. این مشکل باعث شده است که بسیاری از وبلاگنویسان مشهور و برجسته وبلاگستان، به مرور زمان دست از وبلاگنویسی بکشند و برای کسب درآمد به روشهای دیگری مانند روزنامهنگاری و یا فعالیت در رسانههای دیگر روی آورند. این تغییر روش باعث میشود که تولید محتوا از سوی یک وبلاگنویس سابق به یک روزنامهنگار کنونی چرخش پیدا کند و او به جای نوشتن در قلمرو شخصی آنلاین خود، آن را در مطبوعات چاپی یا رسانههای آنلاین منتشر کند.
کمبود ایده: علاوه بر بیانگیزگی، وبلاگستان فارسی خالی از ایدههای بکر و تازه شده است و به همین دلیل روند تولید محتوا با رکود چشمگیری مواجه شده است. این رکود بدان معناست که اکثر بلاگرهای ایرانی، مصرفکننده هستند و دادههای موجود را بدون تحلیل و پردازش از دیدگاه خودشان منتشر میکنند، که این عامل باعث کاهش تولید محتوا و افزایش و گردش مقدار مشخصی داده شده است.
خطوط قرمز: بسته به سبک وبلاگنویسی و موضوعی که یک وبلاگنویس بر روی آن تمرکز میکند، «خطوط قرمز» نانوشتهای تعریف شده است که دائماً در حال تغییر هستند و حد و مرزی مشخص و شفاف ندارند، به گونهای که یک وبلاگنویس ممکن است به صورت سهوی خودش را رد شده از این خطوط ببیند. این مشکل زمانی حاد میشود که دامنهی فیلترینگ براساس این «خطوط قرمز» اعمال میشود، در نتیجه بسیاری از وبلاگها که خودشان را ملزم به رعایت این خطوط کردهاند، به یکباره به زیر تیغ فیلترینگ میروند. البته نباید از این نکته غافل بود که این عامل تنها محدود به وبلاگهای سیاسی نیست و اکثر وبلاگهای وبلاگستان فارسی را تحتالشعاع قرار میدهد. به عنوان مثال در زمینهی فناوری اطلاعات، صحبت کردن از فیلترینگ یا ویپیان (VPN) و یا در دنیای ادبیات صحبت کردن از ادبیات انتقادی و یا آثار هجو شامل این خطوط قرمز میشود. با این همه، رعایت کردن این محدودیتهای مبهم و توقف پشت خطوط قرمز، تا حدودی امکانپذیر است و یک وبلاگنویس در این صورت میتواند با ریسک کمتری به وبلاگنویسیاش ادامه دهد.
امنیت: امنیت وبلاگنویس مسالهای دیگر است که البته شامل تمامی وبلاگنویسان نمیشود و به صورت مستقیم بسته به موضوع وبلاگ و محتوای آن دارد. تا کنون در اکثر موارد فعالان سیاسی و مدافعان و مروجان حقوق بشر با مشکلات امنیتی مواجه شدهاند و وبلاگهای ادبی و یا وبلاگهای حوزه فناوری اطلاعات کمتر به این مشکلات دچار شدهاند.
مصائب دسترسی به اینترنت و چالشهای فنی
دسترسی به اینترنت: دسترسی به اینترنت یکی از عوامل مهم در گسترش فرهنگ وبلاگنویسی و وبلاگخوانی است. این بدان معناست که هر چه دسترسی به اینترنت بیشتر و سهلتر و سریعتر باشد، تعداد افراد بیشتری با پدیدهی وبلاگ و وبلاگنویسی آشنا میشوند و در نتیجه تقاضا برای دریافت این نوع از محتوای آنلاین افزایش خواهد یافت. امری که میتواند متضمن افزایش عرضه هم باشد. با توجه به اینکه وبلاگها همواره یکی از منابع خبری و تحلیلی بودهاند، هر چه میزان آشنایی مردم عادی با پدیدهی وبلاگنویسی بیشتر شود، تعداد مخاطبان وبلاگها افزایش پیدا میکند و این عامل باعث ایجاد انگیزه در وبلاگنویس میشود. آشنایی با پدیدهی وبلاگنویسی از آن جهت دارای اهمیت است که عدهای از مردم و مسئولان وبلاگنویسی را از راههای براندازی نرم میدانند و با همین استدلال آن را پدیدهای غربی و ضد اسلامی میخوانند. براساس همین دیدگاه، برخی از وبلاگنویسان را دستگیر و یا وبلاگهایشان را فیلتر میکنند.
فیلترینگ: پدیدهی فیلترینگ از نیمهی دههی هشتاد به یکی از عوامل موثر در وبلاگستان فارسی تبدیل شد. در میان وبلاگنویسان در مورد تاثیر فیلترینگ که هم اکنون به درستی مدیریت نمیشود و بیشتر به عنوان اهرمی برای حذف رقیبان و مخالفان عمل میکند، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: عدهای فیلترینگ را یکی از عوامل اصلی کاهش تولید محتوا و رکود وبلاگستان فارسی میدانند و برای اثبات ادعای خود از تجربههای شخصی خود میگویند که طی آن وبلاگ/مجلات اینترنتی به دلیل اعمال فیلترینگ نادرست تعطیل شده است. اما در مقابل عدهای دیگر معتقدند فیلترینگ براساس عبور از خطوط قرمز اعمال میشود و در نتیجه فیلترینگ را چندان موثر و مقصر نمیدانند. طرفداران این دیدگاه معتقدند فیلترینگ تنها بهانهای است برای برخی از وبلاگنویسان که از آن برای توجیه شرایط مختلف استفاده میکنند. گذشته از این دو دیدگاه، باید گفت که این روزها دانش عبور از فیلترینگ در میان کاربران داخل ایران رشد بسیار چشمگیری داشته و تا حدودی میتوان تاثیر فیلترینگ بر وبلاگستان فارسی را در این روزها کم اهمیتتر از گذشته دانست.
سرعت اینترنت: براساس آخرین آمارهای ارائه شده،، میانگین سرعت اینترنت در ایران معادل ۰/۶ مگابیت بر ثانیه است که از این نظر رتبهی ۱۶۸ را از میان ۱۸۱ کشور به دست آورده است. با در نظر گرفتن ظهور نسل جدید بلاگهایی که محتوای آنها تنها شامل متن نمیشود و صوت و تصویر را نیز در بر میگیرد، یکی از عوامل موثر بر روی وبلاگستان فارسی را میتوان سرعت اینترنت دانست، اما با توجه به سابقه وبلاگنویسان ایرانی در سالهای گذشته و پویایی این بخش از فضای آنلاین حتی با اینترنت دایلآپ (Dialup)، شاید بتوان گفت نقش این عامل در مقایسه با عوامل دیگر چندان پررنگ نیست.
مسائل مالی، حقوق مادی و معنوی مولف
وبلاگنویسی در کشورهای غربی مانند آمریکا و بریتانیا به عنوان یک شغل مورد توجه قرار میگیرد و در بسیاری از موارد بلاگرهای مشهور به کمک وبلاگشان کلیهی هزینههای زندگی خود را تامین میکنند. اما با توجه به اینکه وبلاگنویسی نه از طرف دولت و نه از طرف مردم ایران، آنچنان که باید جدی گرفته نمیشود، وبلاگنویسی به زبان فارسی، نمیتواند جایگزین شغلی ثابت شود. نبود امکان درآمدزایی، از علل اساسی تعطیلی برخی از وبلاگهای سرشناس بوده است. در این فرایند، وبلاگنویس پس از مدتی که بدون هیچ دستمزدی مشغول تولید محتواست، به اقتضای سن و شرایط اجتماعی نیاز به منبع درآمدی پیدا میکند و به همین دلیل وقتش را به جای وبلاگنویسی به کارهای دیگری اختصاص میدهد و مدتی بعد، وبلاگ خود را تعطیل میکند.
عدم رعایت کپیرایت یکی دیگر از معضلات فضای آنلاین وب فارسی است؛ البته در وبلاگهای انگلیسی زبان هم شایع است و بسیاری از مطالب وبلاگهای معروف انگلیسی زبان نیز بدون اجازه مولف کپی میشوند، اما این امر باعث نزول یا توقف تولید محتوا توسط آنها نمیشود. بسیاری از بلاگرهای ایرانی، عدم رعایت کپیرایت را یکی از دلایل دلسردی خود از وبلاگنویسی اعلام میکنند، در صورتی که این معضلی جهانشمول است و در تمام نقاط دنیا وجود دارد، اما میزان آن متفاوت است. در عین حال نباید فراموش کرد که در کشورهای پیشرفته، کپیرایت به صورت یک قانون جزایی مطرح شده است و به شدت با ناقضان آن برخورد میشود، این در حالی است که بسیاری از خبرگزاریها و در برخی موارد تلویزیون دولتی ایران، این قانون را علنا نقض میکند.
وب 2.0
این روزها بسیاری از متخصصان، رقیب اصلی وبلاگستان فارسی و وبلاگنویسی را وب 2.0 میدانند. وب 2.0 که شامل شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، فرندفید و توییتر میشود، باعث شده است تا بسیاری از مباحثی که زمانی در وبلاگها مطرح میشد، به این شبکهها راه یابد. به عنوان مثال میتوان به بحثهایی که پیرامون یک موضوع در فرندفید صورت میگیرد اشاره کرد. در نبود این شبکهی اجتماعی، چنین مباحثاتی در وبلاگها صورت میگرفت. مهمترین مزیت این شبکههای مبتنی بر وب 2.0 زنده بودن (Real Time) فضای آنهاست که به موجب آن، افراد میتوانند به صورت آنلاین و در همان لحظه به تبادل نظر با یکدیگر بپردازند یا بحثهای صورت گرفته را پیگیری کنند.
از سوی دیگر نباید این نکته را فراموش کرد که وب 2.0 همانقدر که میتواند رقیب وبلاگنویسی باشد، مکمل آن نیز است. مکملی که یک وبلاگنویس میتواند به کمک آن در پرورش سوژهی خود و بیان دیدگاههای متفاوت از آن استفاده کند. برای نمونه میتوان به ایدهی این مقاله اشاره کرد که تنها با بیان یک دیدگاه در شبکهی اجتماعی فرندفید آغاز شد و با شرکت دیگر کاربران پردازش شد. علاوه بر آن این نکته هم قابل ذکر است که ابزارهای وب 2.0 باعث شناخته شدن بسیاری از وبلاگهایی شدهاند که پیش از آن ناشناخته مانده بودند.
کلیدواژه ها: اینترنت در ایران, بلاگر, زوال وبلاگ, سانسور آنلاین, فیلترینگ, وبلاگستان, وبلاگستان فارسی, وبلاگنویسی

















درود به همگی،
به نظر من وبلاگستان هم نسخه مشابه اجتماع حقیقی و غیر مجازی ایرانیان هست. همون طور که به دلایل تاریخی، سیاسی، اقتصادی رشد فرهنگ و علم و صنعت و… به صورت یکپارچه و پایدار نبوده و ما شاهد شکاف عظیمی بین فرهیختگان این مرز و بوم با عوام هستیم.
همین امر در وبلاگستان به خوبی دیده میشه. یعنی در هر حوزه ای عده ای بسیار فعال و پویا و پر محتوا کار می کنند. اما به دلیل شکاف عظیم بین سطوح مختلف این افراد از بازخورد مناسبی بهره مند نمیشن و خواه نا خواه بی انگیزه شده و یا ترجیح میده دسته ای دیگه از مخاطب رو به سوی خودش جلب کنه. مثلا مخاطب بین اللملی. در کنار این گروه تولید کننده عوام بوده که به تبعیت از جو، مد شدن، داشتن انگیزه های زودگذر، داشتن حب و بغض شخصی و دلایلی از این دست صرفا بلندگویی میشن برای نگارش من درون که البته من قصد قضاوت کردن این دسته رو ندارم و فقط روایت گر وجودشون هستم. همین طور که در سایر وبلاگستان ها (خارجی) هم چنین افرادی هستند. منتها مسئله مهم درصد فراوانی وبلاگ های مفید و تولید کننده در قیاس با نگارنده های عادیست.
از طرفی بنده اعتقاد دارم که جامعه ایرانی (از جمله خودم) عمدتا در بسیاری از سطوح دنباله رو پیشتازان اون حوزه هست. همین امر هم در شاخه وبلاگ پدیدار هست. یعنی ما بیشتر دنباله رو سبک ها و محتویات تولید شده در سطوح بالاتریم. جامعه داخلی به دلایلی که سبب عقب موندگیش شده وقتی با نسخه بومی شده یک محتوا، محصول و… ای که از سطوح پیشتاز به دستش رسیده بسیار خرسند و خوشحال میشه، اما از این غافل هست که رسانه ای که اون رو براش به ارمغان آورده در مقیاس زیادی پذیرای الگوی دیگری بوده و خود پیشتاز نبوده. این امر به خوبی در برنامه های صدا و سیما، حوزه IT، صنعت پوشاک و… نمودار هست.
رشد و بلوغ فردی و اجتماعی یکی دیگر از دلایلی است که به نوعی هم در بند های قبلی به اون اشاره کردم. بدین صورت که وقتی جامعه پیرامونی شخص وبلاگ نویس طوری باشه که از کیفیت مطلوبی برخوردار باشه، اون شخص هم با پذیرفتن الگو ها و هنجار ها خود به خود از سطحی قابل قبول شروع به نوشتن خواهد کرد. این خصیصه به خوبی در وبلاگ های پیشتاز دیده میشه. جایی که به عنوان مثال با بهره گیری از همین فرهنگ یک محصول متن باز تولید میشه که ارزش افزوده اون حتی بیشتر از درآمدی هست (از محل شغل اصلیش) که عاید یک وبلاگ نویس بومی ما میشه. خب باید پرسید چی شده که اون ها با داشتن دغدغه های زندگی مشابه متا اقدام به تولید چنین محصولاتی می کنند و ما نه؟
باید بپذیریم که در وب یک اصل اساسی وجود داره و اون این هست که محتوا حرف اول رو میزنه (Content is the King). پس همون طور که ما در اجتماع واقعی از عده اندک از مشاهیر و مفاخر (مثلا نویسنده کتاب) بهره مند هستیم، چطور هست که توقع داریم در جامعه مجازی این رقم ده چندان بشه؟ افراد تنها به دنبال مطلب خوب می رن. حال در هر زمینه ای که باشه. پس یک نوجوان و جوانی و منی که مطلب تولید نمیکنه و تنها مترجم، به اشتراک گذرانده و تازه کاری در پیوستن به قافله جهانی هستم، چطور انتظار دارم که وبلاگم درآمد زا باشه؟ خب البته باز هم در اینجا یک سری نارسایی های خاص ایران حاکم هست و لطفا افراد بهانه جو دست آویز اون نشند. در مثل مناقشه نیست.
آیا سهولت استفاده از فضای مجازی باید باعث بشه تا تصور کنیم که هر شخص مطلب با کیفیتی تولید میکنه؟ در حقیقت در حال حاضر شاهد حقیقتی ناب در وبلاگستان هستیم. چرا که از زمان هجمه افراد به وبلاگ نویسی و جو زدگی کمی گذر کردیم و افراد با صلاحیت به خوبی دوام آوردند و برخی فـیـلتر شدند(منظورم فـیـلتـرینـگ مخابرات نیست). چرا؟ چون از غنای کافی فکری و ذهنی برخوردار بودند. (البته استثناهایی هم هست که دوستان بهانه جو لطفا بهش نپردازند).
اما برای غنی تر شدن گفته هام نباید از محدودیت های اینترنت و مسائل سیاسی هم در ایران غافل شد. همه اینها نهایتا منجر به عقب ماندگی خواهد شد و حرف بنده هم در یک کلام در همین عقب ماندگیست که تنها زمان اون رو حل میکنه.
اما حرف زیاد می زنیم، نتیجه چیست؟
- نتیجه گرفتم که مهارت زبانی و کلامی خودم (من جمله انگلیسی) را به حد مطلوب برسانم.
- بر محوریت مطالعه مدام بر دانش خود بیفزاییم و تولید کننده باشم.
- جسارت تولید محتوا را داشته باشم.
- در جامعه جهانی حضوری فعال داشته باشم.
- فاکتور زمان را یار خود کنم.
- بدانم که در هر جایی و مکانی و زمانی پختگی لازم است. پس با نگاهی به سنم، تجربیاتم، موقعیتم انتظار بیش از حد نداشته باشم.
- مشکلات موجود را شناخته و برخی را پذیرفته و برخی را حل کنم.
- جوگیر نباشم.